بهونه زندگی
زینب عزیزم
تاريخ : چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 34 مرتبه

سلام دختر عزیزم

من اومدم بعـــــــــــــد از یه مدت طووووولانی با یه عاااالمه خبـــــــــــــــر

زینب عزیزم این مدت اتفاقات زیادی افتاده که چه غمگین چه خوشحال بازم وجود تو و شیرین کاری های تو دلگرمم میکرد.

مامانجان من و دختر عموی عزیزم به رحمت خدا رفتن و با رفتنشون غم بزرگی رو به دل ما گذاشتن اما در همین روز ها بود که تو از جات بلند شدی و بعد از 1 سال و 10 ماه راه افتادی و دل مامان رو شاد کردی راه افتادنت همراه با رفتن مامانجان بود و به حرف افتادنت با رفتن دختر عموی عزیزم بود

و تو به من نشون دادی اصلا نمیخوای ناراحتی رو به من ببینی ... برام شیرین زبونی می کنی

میگی "مامانم" و من عـــــــــــــــــــــــشق میکنم

یاد گرفتی صدات که میکنم،بهت که میگم عشق مامان میگی :"بَده " که همون بله خودمونه

حالا واست مینویسم چیا میگی :

باسه = باشه

عسا = غذا

استی = هستی (دوست جدیدت)

بیسی = بشین

واسا = وایسا

بده من = بده من

الوووووو

و یه عاااااالمه حرف دیگه که خودت فقط میدونی چه معنی میده

 

قربوووووووون زبونت




موضوع :
تاريخ : جمعه 15 آذر 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 57 مرتبه

دختر عزیزم سلام ....

امروز اومدم با یه گزارش تصویری از هندوانه خوردن شما 

اینقدر هندوانه دوست داری که هر چی میدم سیر نمیشی ....

حالا بریم سراغ عکساااااااااااا

 

 

خدا وکیلی لباستوببین.....من چند تا لباس در روز ازت عوض کنم خوووبه !؟

 



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : يکشنبه 28 مهر 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 168 مرتبه

سلام دختر قشنگم .

میدونی که من هر چند وقت یکبار میام و اومدنام یکم با فاصله میشه.

عزیز مادر ، الانم اومدم تا چند تا از عکسهای سفر شمال رو بزارم که با عمه ها و عمو و مادر و باباجان رفتیم.

اما قبلش باید چند تا موضوعه مطرح کنم:

- اولش اینکه تازگی ها 2 تا دندون دیگه غیر از 4 تا دندون جلویی در آوردی.

- میتونی کنار میز بایستی و دورش راه بری و همینطور وقتی دستتو میگیرم تاتی نباتی کنی !

 

مبارکت بااااشه عزیزکم


- خیلی بامزه شدی و به همون زبون اَبَ ای تمام منظورتو میرسونی .

- با دستات اینقدر قشنگ بهم بغل کردن رو نشون میدی که دلم واست ضعف میره و دلم میخواد هی و هی تکرار کنی .

- غذا خوردنت که زبان زده همه اس ... خودت .... با دســـــــــــــت ... فــــــقـــــــط !

 

حالا بریم سراغ عکساااای شمااااال در ادامه مطلب :

 

 



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : سه شنبه 29 مرداد 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 276 مرتبه

سلام دوستان 

من اومدم با چند عکس با مزه از دختر گلم....

 

عکس های دخترمو در ادامه مطلب ببینید!

 

 



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : سه شنبه 15 مرداد 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 82 مرتبه

دختر قشنگ مامان،

حالا که داری روز های پر از اتفاق رو پشت سر میزاری تمام نگاه های من دنبال توست

و لحظه لحظه عمر قشنگ و پاکت برای من مقدس و با ارزشه.

زینب مامان،

این چند مدت پرمخاطره یاد گرفتم شاکر نعمت های داده و نداده خدای مهربون باشم .

پس تو هم اون دست کوچیک و پر سخاوتتو رو به آسمون بلند کن و بگو :

                                                              الهـــــــی شــــکر

 

 

زینـــــبـــــم منو هم دعــــا کن دختــــر عزیــــزمقلب




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 18 تير 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 327 مرتبه

دختر عزیزم تازگی ها خیلی بلا شدی ، هنوز راه نیافتادی اما همه میگن وای به حال مامانش وقتـــــــــــــــــــــــــی راه بیافتی!

اینم چند نمونه از کار های شیرین تو که برای مامان نه تنها شیطونی نیست بلکه قشنگ ترین صحنه های زندگیم هست.

 

بهترین لحظه های عمر من با بودن تو ساخته میشه عسلم .....

 

وقتی می خوای از توی لیوان آب خودت اب بخوری نتیجه اش این میشه !

 

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : جمعه 24 خرداد 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 95 مرتبه

 

ماهاراجای بابایی

 

 زینب کوچولو.....اگه پســـر می شد!

 

عــــاشق کباب چنجه

 

عزادار حسین(ع)

 

قلبمیـــــــــــــــــــــــــــــمیـــــــــــــــــــــــــــــرم برات عزیــــــــــــــــــــــــــــــــــزکمقلب

 

 




موضوع :
تاريخ : جمعه 24 خرداد 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 79 مرتبه

سلام مامانی

این چند هفته من بودم و خودت....2 تایی با هم.

بابا هم درس داشتن و هم درگیر مسائل انتخاباتی

اینه که من و تو سعی کردیم روزای خوبی رو با هم بگذرونیم

و تو مثل همیشه دختر خوبی بودی و نکذاشتی مامان اذیت بشه.

البته فکر می کنم بخاطر دندون در آوردنت یکم بد غذا شدی و بهونه مامانو میگیری.

فقط دوست داری پیشت بشینم و تکوووووون نخورم. اگه از جام بلند بشم میدونی چی میگی ؟

اَبَ (البته از نوع اعتراضی)

دیگه این کلمه تو جهانی شده و همه چیو بر این وزن می گی ....

به قول باباجون هر اَبَ یی که میگی یه معنی مخصوص به خودش داره!!!

 

 

راســــــــــــــــــــتی یکی ازدندونات در اومده عزیزم....

 

مبـــــــــــــــــــارکــــــــــــــه

 

 

دختر خوبم خیلی دوست دارم و سلامتی و شادابی تو همیشه آرزوی قلبی منه!

 

اینم زینب خانوم وقتی توی تخت پارک نا مرتبش نشسته و نمیزاره مامان تختشو مرتب کنه!

 




موضوع :
تاريخ : شنبه 11 خرداد 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 92 مرتبه

اولین ها همیشه به یاد آدم میمونه و اینم یکی از همون اولین هاست.

زینب مامان،اولین باری که واسه کوتاه کردن موی شما رفتیم خیـــــــــــــــــــلی گریه کردی

فکر می کردی مثل بیمارستان می خوان از سرت رگ بگیرن اما خداییش خیلی ناز شدی

ماشاالله!

 

این کتاب هم جایزه شماست که گذاشتی موهاتو کوتاه کنن!

 




موضوع :
تاريخ : سه شنبه 7 خرداد 1392 | نویسنده : مامان زینب کوچولو
بازدید : 86 مرتبه

 دختر عزیز مامان...

بعد از پیگیری هایی که من و بابایی داشتیم به لطف خدا متوجه شدیم چه چیزی باعث مریض شدن و بیمارستان رفتنت می شد .

و بالاخره انتظار به سر رسید و روز موعود فرا رسید........

شنبه 21/2/1392  -  10 صبح  روی تابلو نوشته شد :

زینب        دکتر علیزاده          در حین عمل

 10:30 - مردمو زنده شدم که روی تابلو ثبت شد :

 زینب       دکتر علیزاده       بستری پس از عمل

 

زینبم خدارو شکر که عملت با موفقیت انجام شد و حالا سالم و سر حال پیش من هستی.

 

اینم عکس شما با لباس اتاق عمل قبل از عمل

اللهی هیچ وقت دیگه اینجا ها نبینمت گل مامان

 




موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
آمار سايت
افراد آنلاین : 3 نفر
بازديدهاي امروز : 41 نفر
بازديدهاي ديروز : 9 نفر
بازدید هفته قبل : 102 نفر
كل بازديدها : 10426 نفر